شيخ محمد جعفر امامى
77
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
اگر اين دو جنبه در روح انسان به صورت ريشهدار حلول كند ، سرچشمهء دو رشته اعمال دامنهدار خواهد شد . اين دو رشته اعمال عبارتند از : ترك هر گونه همكارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و حتى مبارزه و درگيرى با آنها ؛ از يك سو و خودسازى و خوديارى و جلب آمادگىهاى جسمى و روحى و مادى و معنوى براى شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانى و مردمى ؛ از سوى ديگر . اگر خوب دقت كنيم مىبينيم هر دو قسمت آن سازنده و عامل تحرك و آگاهى و بيدارى است . با توجّه به مفهوم اصلى « انتظار » ، معناى روايات متعددى كه دربارهء پاداش و نتيجهء كار منتظران رسيده به خوبى درك مىشود . اكنون مىفهميم كه چرا منتظران واقعى گاهى همانند كسانى شمرده شدهاند كه در خيمهء حضرت مهدى عليه السلام يا زير پرچم او هستند ، يا كسى كه در راه خدا شمشير مىزند ، يا به خون خود آغشته شده ، يا شهيد گشته است . آيا اينها اشاره به مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق وعدالت نيست كه متناسب با مقدار آمادگى و درجهء انتظار افراد است ؟ يعنى ، همانطور كه ميزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است ؛ انتظار ، خودسازى و آمادگى نيز درجات كاملًا متفاوتى دارد كه هر كدام از اينها با يكى از آنها از نظر مقدمات و نتيجه شباهت دارد . هر دو جهادند و هر دو آمادگى مىخواهند و خودسازى ، كسى كه در خيمهء رهبر چنان حكومتى قرار گرفته يعنى در مركز ستاد فرماندهى يك حكومت جهانى است ، نمىتواند يك فرد غافل ، بىخبر و بىتفاوت بوده باشد . آنجا جاى هر كس نيست ؛ جاى افرادى است كه به حق ، شايستگى چنان موقعيت و اهميتى را دارند . همچنين كسى كه سلاح در دست دارد ، در برابر رهبر اين انقلاب با مخالفان حكومت صلح و عدالتش مىجنگد ، آمادگى فراوان روحى و فكرى و رزمى بايد داشته باشد ، « نظر » و « انتظار » چنان كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ، گاهبه يك معنا مىآيد . « 1 » [ إنتقام : ] « مِنَ الْمُجْرِمينَ مُنْتَقِمُونَ » تعبير به « انتقام » از مادّهء « نَقَم » از نظر لغت عرب به معناى « مجازات كردن » است ؛ هر چند مفهوم « تشفّى قلب » ( فرونشاندن سوز درون ) در مفهوم اين كلمه در استعمالات روزمره افتاده است ولى در معناى اصلى لغوى آن وجود ندارد . « 2 »
--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 33 ( ج 7 ، ص 451 ) ؛ فاطر ، آيهء 43 ( ج 18 ، ص 314 ) ( 2 ) . سجده ، آيهء 22 ( ج 17 ، ص 178 )